تازه ها

مقاله: اهمیت سهیم شدن را می توانید در بخش مقالات ریکی مطالعه کنید
سال نو مبارک

دل نوشته

شما نسخه قدیمی Adobe's Flash Player را دارید. جدیدترین نسخه Flash player را دریافت کنید.


بهبود بيماري

مشكل كيست سازي تخمدان چپ
از سه سال پيش تخمدان چپ من كيست ساز شد و كيست هايي خيلي بزرگ در ابعاد 6 *5 سانتيمتر مي ساخت و من مرتب مجبور به مصرف قرص LD(ضد بارداري) بودم. بعد از گذراندن ريكي مرحله يك و دو ، تا نه ماه بدون خوردن قرص، هيچ كيستي نداشتم  ولي الان نزديك سه ماه است كه مجددا كيست ساخته مي شود و قرص LDرا دوباره شروع كرده ام و تا 3 ماه ديگر هم بايد ادامه بدهم.
البته بعد از خوردن 3 بسته LDو شروع ارسال ريكي از راه دور براي من ، به دكتر مراجعه كردم و خدا را شكر هيچ گونه اثري از كيست نبود ولي بايد خوردن LDرا ادامه دهم تا دوره آن كامل شود (6 بسته) و ان‌شاءالله كه ديگر كيستي بوجود نيايد.

مشكل بوجود آمدن سوراخ شبكيه در هر دو چشم
از دو ماه پيش با مراجعه به دكتر فهميدم كه شبكيه هر دوتا چشم من از حدقه جدا شده است و در حال پيشرفت مي باشد و متاسفانه روي آن سوراخ هم بوجود آمده است. به دستور دكتر يك عمل سريع ليزر براي دوخت شبكيه انجام دادم و موقتا با ليزر شبكيه به چشم دوخته شد تا بيشتر از آن محدوده پيشرفت نكند، ولي متاسفانه بعلت وجود سوراخ ها ، مقداري آب بين شبكيه و چشم قرار گرفته بود و آن قسمت ها به عمل ليزر پاسخ كامل نداد و در نتيجه بايد هر ماه براي چك آب شبكيه چشم مي رفتم تا اگر احتمالا اندكي پيشرفت در آب شبکيه يا سوراخ ها وجود داشت و خطر جدي براي ديد بود سريعا مورد عمل جراحي شبكيه قرار بگيرم.
از زماني كه ارسال ريكي براي من شروع شد، هر زمان كه مي توانستم در ساعت معين دراز مي كشيدم و كاملا جاري شدن انرژی را حس مي كردم. حتي زماني كه متوجه ساعت نبودم به يك باره درد شديدي بصورت تيركشيدن در تخمدان چپم حس مي کردم كه به سمت پا مي رفت و بعد هم در تمام مدت انگار چيزي مثل دستگاه اسكن از روي هر دو چشم من رد مي شد (به خصوص چشم چپ كه منطقه وسيع تري آسيب ديده بود ). انگار پاهاي من را به تخت يا مبلي كه خوابيده ام بسته باشند و زنجير كرده باشند به طوري که نمي توانستم تكان بخورم و در تمام طول مدت درد خفيفي از تخمدان چپ من به پا جريان داشت و كاملا آن را حس مي کردم. در بعضي چاكراها هم به خصوص بيشتر اين انرژي را حس مي کردم، از جمله چاكراي شبکه خورشيدي كه براي من خيلي جالب است چون مشكل معده و روده (گوارشي) هم داشتم. از خداوند سپاسگزارم كه من را باريكي آشنا كرد.

نوشين ذكايي

بيماري  ساركوئيدوز از ارديبهشت 1378 تا به حال
داروي كورتن مصرف می کردم ، كه فقط دوز نگه دارنده دارم  و ما بين آنها در اين سالها چون بيماري من گاهي خاموش بود و گاهي فعال مي شد داروهايي ديگر غير از كورتن هم مصرف مي كرده ام.
پارگي ديسك روي نخاع داشتم (مرداد 84) عمل كرده ام و مدتي كمردرد و پادرد داشتم و هنوز هم كمي درد دارم.
چندي پيش (مهرماه) عفونت ريه داشتم كه با يك آمپول كورتن و مدت ده روز آنتي بيوتيك برطرف شد ولي تا مدت زيادي تنگي نفس داشتم.
از تاريخ 25/7/85 كه به لطف همگي براي من انرژي مي فرستيد احساس مي كنم كه كمي بهتر هستم و تنگي نفس كمتري دارم.
تقريبا اوايل كه براي من انرژي مي فرستاديد شايد يك هفته تا ده روز، دردهاي من بيشتر مي شد و اعصابم بسيار ناراحت و بهم ريخته بود ولي كم كم بهتر شد.
در اين مدت هر وقت كه بياد داشته باشم و ساعت 10 شب يادم باشد، بحالت ريلكس مي خوابم و متصل به انرژي ريكي مي شوم و بيشتر اوقات انرژي را كه در بدنم مي آيد احساس مي كنم. از كف پاهايم انرژي مي آيد بالا بخصوص از پاي چپ كه درد دارد.
من در اثر بيماري ساركوئيدوز كه مزمن شده است ، كمي كبدم بزرگ شده و كمي آنزيم هاي كبدم تغيير كرده بود و در ابتدا كه برايم انرژي مي فرستاديد دردي در كبد احساس مي كردم.
الان در حال حاضر من تقريبا هفته اي يك كورتن (پرونزيون 5 ؛ كه دو روز در هفته و هر بار يك نصف قرص) مي خورم و يك اسپري كورتن كه هر شب از طريق دهان اسپري مي کنم.
با تشكر از لطف و رحمت الهی که شامل حال من شده است.

سهيلا گرامي

تسکین درد
در سفريكه بدعوت سازمان جهاني بهداشت (W.H.O) جهت رسيدگي به وضع مصدومين نخاعي سانحه بم داشتم بوسيلة يكي از دوستان با یکی هنرمندان بزرگ كشورمان آشنا شدم در جريان اين آشنايي در يكي از جلسات نامبرده شديداً از درد كتف و دست و زانوان خود گله مینمود بنده پيشنهاد کردم اجازه دهد براي 15، 20 دقيقه به محلهاي دردناك وي ريكي دهم كه موافقت نمود. پس از ختم اين مورد روز بعد كه وي را مجدداً در لابي هتل محل اقامتمان ملاقات كردم مشاراله ضمن تشكر زياد عنوان نمود كه از شرايط مطلوبي پس از ريكي روز قبل برخوردار است. و چون عازم تهران بودم، قرار شد مجدداً ضمن تماس تلفني وي را در خانة هنرمندان واقع در باغ فردوس ملاقات نموده و به ادامة اين برنامه براي او و ساير هنرمندان نظير وي ادامه دهم.

جمشيد مريخ

مسموميت غذايي
چند روز پيش در محل كارم، آسايشگاه جانبازان، يكي از جانبازان به دليل خوردن كالباس فاسد دچار مسمويت شديد غذائي گرديده‌بود، بنحوي كه ابداً قادر به كنترل خود نبود. لذا بنابه درخواست وي شروع به دادن ريكي كامل نمودم كه در اواسط كار ريكي مشاراليه كاملاً تسكين و آرامش يافته و بخواب عميقي فرورفت. پس از خاتمه امدادگري كه همراه وي بطور دائم مي‌باشد، از درد شديد يكي از زانوان خود اظهار ناراحتي مي‌كرد كه لحظه‌اي نيز (حدود 10 دقيقه) بزانوي مشاراليه ريكي دادم كه او نيز پس از نيمساعت مجدداً به من مراجعه كرد و با تشكر فراوان از من اظهار داشت كه درد پایش تا حدود 80 الي 90 درصد تخفيف پيداكرده‌است.
من خوشبختانه در آنروز متوجه شدم كه ريكي در شرايط مسموميت شديد غذائي نيز بسيار مؤثر و تسكين‌دهنده است.

جمشيد مريخ

میگرن
دوستی قدیمی دخترش مبتلا به میگرن شدید بود و در مشهد زندگی می کرد . در سفرم به مشهد ملاقاتی با او داشتم و به من گفت که از شدت درد قادر به کار کردن نبوده و در مرخصی استعلاجی بسر می برد. به پزشکان زیادی مراجعه کرده و معالجات مختلفی را به روی وی انجام داده بودند و اخیراً حتی طب سوزنی را نیز تجربه کرده بود ، که متاسفانه تاثیری صددرصد در کاهش سر درد او نداشتند. با او صحبت کردم و به او پیشنهاد دادم در کنار مصرف دارو اگر مایل باشند، در مدت سه روزی که در مشهد بودم به او ریکی دهم . سه روز پشت سر هم به او ریکی دادم . زمانیکه به او ریکی می دادم، کاملاً احساس می کرد چیزی درون سرش حرکت کرده و خارج می شود . روز سوم ، خودم نیز حس عجیبی داشتم و شهودم مرا مطمئن می کرد که حالش بهتر شده است . بعد از سه روز که می خواستم به تهران باز گردم ، مشتاق بود که خودش مرا به فروگاه برساند و این در حالی بود که سه ماه بود اصلاً رانندگی نکرده بود . به تهران باز گشتم و در تماسی که با او داشتم ، به من گفت که آن سردرد عجیب اصلاً دیگر به سراغ او نیامده است و توانسته است مجدداً به سر کار خود بازگردد . تابستان گذشته زمانی که به تهران سفر کرده بود ، او را دیدم و بسیار سرحال و خوشحال بود و از آن تاریخ تاکنون دیگر دچار میگرن نشده است.

انسیه کاوه ای نایینی

کوچک شدن کيست و غده
چند ماه پيش در تاريخ 6 شهريور 1382 بنا به گزارشات دکتر متخصص، متوجه وجود يک کيست در تخمدان سمت راست خود شدم. موضوع را با دوستان ریکی ام در بين گذاشته و از همگي ايشان کمک خواستم. بعد از يک ماه مجدداً به پزشک مراجعه کردم و از وي خواستم تا دوباره سونوگرافي از من بگيرد و با اطمينان قلبي زماني که صفحه مانيتور را ديدم از خوشحالي لبخند زدم. آن پزشک به من گفت: "خوشحالم که دیگر نیازی به عمل جراحی نمی باشد زیرا هر نوع درمان جانبی را که انجام داده ای موثر واقع شده و دیگر کیستی در تخمدان مشاهده نمی شود." )مدارک پزشکی موجود می باشد.)

طناز گلجايي

دفع سنگ کليه
چندي پيش همسر من از درد شديد کليه رنج مي برد و با مراجعه به پزشک متوجه وجود سنگ کليه در هر دو کليه خود گرديد. درد آنقدر شديد بود که براي تسکين آن مي بايست از آمپولهاي مورفين استفاده مي کرد. مقدار کوچکي از سنگها خود به خود دفع شدند ولي بنا به عقيده پزشک براي دفع کلي سنگها مي بايست از سنگ شکن استفاده مي شد در اين زمان تصميم گرفتيم از انرژي ريکي براي از بين بردن سنگها استفاده کنيم و لذا من و همسرم هر دو در يک زمان به دادن ريکي پرداختيم و پس از يکبار ريکي دادن تمامي سنگها در کليه دفع و ناپديد شدند. پارسال آزمايش سونوگرافي وجود سنگها را در کليه نشان داده بود و بار ديگر که پس از دادن ريکي سونوگرافي انجام شد، هيچگونه سنگي در دو کليه ديده نمي شد. نام اين را چه مي توان گذاشت به جز رحمت و لطف الهی.

انسيه خاکسار

غده ای در سینه
مادر من مدتي بود که از وجود غده اي در سينه خود رنج مي برد و در عين حال حاضر به انجام عمل جراحي نيز نبود و تصميم داشت که با ريکي و بدون عمل جراحي اين غده را از بين ببرد. لذا، دوستان ریکی به مدت چند جلسه به مادرم ريکي دادند. و نتيجه پس از عکسبرداري نشان داد که هيچ غده اي در سينه مادرم باقي نمانده و خوشبختانه هيچ نيازي به جراحي يا نمونه برداري نشد. من و مادرم همواره اين شفا را مديون لطف و رحمت الهی هستیم.

افسانه مستوري

ريكي از راه دور و خروج از کما
چندي پيش پدر من عمل قلب انجام داد و پس از عمل به كما رفته و كليه هايش از كار افتاد و فشارش به 5 رسيد و ضربان قلب وي نيز خيلي ضعيف شده بود. من به علت وضع روحي بسيار نامساعدي كه داشتم نمي توانستم خودم به پدرم ريكي دهم و لذا از دوستان خواهش كردم كه به من كمك كنند و به پدرم ريكي دهند. و با حمايت دوستان و گروه ريكي از راه دور معجزه اي رخ داد و پدر من پس از ده روز از كما خارج شده و خودش از تخت بخش ICU پايين آمدند و در حال حاضر نيز صحيح و سالم در منزل هستند و من اين را مديون اراده الهی مي دانم .

مريم اشرفي

ايست قلبي
خانم ميانسالي در بين متقاضیان بودند كه دچار ايست قلبي شده و باي پس كرده بودند (by pass) و در بخش CCU بيمارستان كسري بستري بودند. در ضمن، پس از ايست قلبي دچار مشكل سنگ كليه هم شده بودند و دختر ايشان بعلت وضع بسيار بد مادرش از خارج به ايران آمده و در بيمارستان مراقب ايشان بودند. پس از اطلاع از وضع اين خانم، تمامي دوستان به مدت يك ماه هر شب از راه دور به وي ريكي دادند و تاثير آن به حدي بود كه مشكل ايشان كاملاً رفع شد و اين خانم از بيمارستان مرخص شدند و به حدي بهبود يافتند كه در منزل به تنهايي زندگي كرده و نياز به مراقبت نيز ندارند. در ضمن در زمان و ساعتي كه ما به ايشان ريكي مي داديم اين خانم در نقاطي از بدن خود احساس گرما كرده و جريان انرژي را در بدن خود احساس مي كردند كه اين خود علامتي مي باشد كه چگونه ريكي از راه دور نيز به خوبي توسط گیرنده آن حس می شود و تاثيرات مثبت خود را بروي بدن مي گذارد .

اثر ريكي بر روي بينايي
يكي از دوستانم به طور ناگهاني بينايي خود را از دست داد و بايد تحت عمل جراحي قرار مي گرفت. پس از عمل، او در شرايط بسيار دشواري بسر مي برد و مجبور بود كه 15 روز چشمش به روي بالش باشد و بعد از باز شدن چشم نيز بينايي آن بسيار كم بود و مجدداً پس از ده روز همان ديد كم نيز از بين رفت و او مجدداً نابينا شد. براي بار دوم تحت عمل جراحي قرار گرفت و اين دفعه فقط يك سايه محو مي ديد كه آن هم به مرور كم شده و به مرحله نابينايي رسيد. و لذا او براي بار سوم هم تحت عمل جراحي قرار گرفت. در اين موقع بود كه من با همفكري خانم مخزني و خانم فريبا يقيني به دوستم پيشنهاد دادم كه پس از عمل از انرژی ریکی هم استفاده نماید. از خانم يقيني نيز كمك خواستم هر روز راس ساعتي پس از اذان غروب از راه دور به او ريكي میداد. شخصي كه پس از سه عمل جراحي هنوز در آستانه نابينايي كامل قرار داشت، اکنون می بیند و به تنهايي مي تواند تمامي كارهاي خود را انجام دهد. من بهبود وضع وي را در کنار تلاش و زحمات پزشکان معالج، مديون اثر شفا بخش ريكي و لطف الهی.

منيژه الياس

ريكي و كيست تخمدان
يك متقاضي داشتيم كه براي معالجه آلرژي از ما کمک خواسته بود. بعد از چند جلسه درمان گويا ايشان به كيست تخمدان نيز مبتلا بودند ولي چيزي نگفته بودند و قرار بود دارو مصرف كنند. قبل از شروع دارو از پزشك خود خواستند كه مجدداً سونوگرافي كنند و پس از انجام اين كار پزشك وي با كمال تعجب مشاهده كردند كه كيستي ديگر وجود ندارد و كاملاً از بين رفته است. زمانيكه علت را جويا شدند متقاضي اظهار مي كند كه تنها كاري كه انجام داده است استفاده از انرژي درماني بوده است. ( گزارش و مدارك پزشكي موجود ميباشد ).

آمبولی پا
چندي پيش يكي از همسايگان ديوار به ديوار ما به من تلفن زدند و گفتند كه همسرشان پا درد شديدي دارد و بايد او را به بيمارستان ببرند و از من تقاضاي كمك كردند. با بچه هايم روانه منزل ايشان شديم و ديدم كه خانم وي از درد به خود مي پيچد و اشك مي ريزد و پايش از مچ به پايين ورم كرده و كبود است. از او سوال كردم كه آيا پاي او به جايي خورده است يا حشره اي او را نيش زده است، ولي هيچكدام نبود. اول از او خواستم كه خود را رها كند و سپس شروع كردم به دادن انرژي به پايش و پسرم نيز از سر وي شروع كرد. چون انرژي به راحتي عبور نمي كرد، مقداري پاكسازي انجام دادم و سپس مجدداً حدود بيست دقيقه به پاي او انرژي دادم و سپس به او گفتم كه اگر مي خواهد مي توانيم حالا او را به بيمارستان ببريم. كسي كه اصلاً نمي شد به پايش اشاره كرد، پاشنه پايش را بروي زمين گذاشت و راه رفت و بعد كه به بيمارستان رسيديم درد تقريباً نامحسوس شده بود. دكتر از نزديك هر چه پايش را فشار داد دردي نبود ولي چون تشخيص آمبولی داده بودند او را يك شب در بيمارستان نگه داشتند و صبح پزشك او را مرخص كرد و اظهار داشت كه چون ناراحتي خيلي ناچيز است نه نيازي به دارو هست و نه به ماندن در بيمارستان و فقط بايد كمي در منزل استراحت كند.

ژاله مخزني

ترميم شكستگي و جراحات
چند ماه پيش يكي از دوستان من تصادف كرد كه بر اثر اين حادثه همسرش جا به جا فوت كرده و خودش نيز ريه اش كاملاً له شده بود و از چند جا هم سوراخ شده بود كه به علت شدت اين جراحات به كما رفته بود. حتي دست او هم از دو جا شكسته بود ولي پزشك به علت اينكه هيچ اميدي به زنده بودن او نداشت اقدامي براي معالجه دستش انجام نداده بود. دو روز پس از تصادف، زمانيكه دوستم در ICU بود من به بيمارستان رفتم و با سختي توانستم اجازه بگيرم كه از نزديك به او ريكي بدهم. زمانيكه به او ريكي مي دادم او چشمانش را باز كرد و فهميدم كه كاملاً مرا شناخته و من به او گفتم : "من از خانه نيز به تو ريكي خواهم داد و تو گيراي آن باش."، درست به مدت يك هفته پس از آن كه هر روز از منزل به او ريكي مي دادم، قفسه سينه او ترميم شد و دست شكسته اش نيز جوش خورد و الان حال وي مساعد مي باشد .

سهيلا جبار زاده

حالت تهوع و فشار خون پايين
شبي در خانه يکي از بستگان نزديک دعوت بوديم، نيم ساعتي پس از صرف شام ناگهان متوجه شدم که يکي از دختران فاميل به سختي و با گامهايي نامتعادل به دستشويي رفت و پس از شستن صورت خود با رنگي بسيار پريده مجدداً به سالن بازگشت و در حالي که سعي مي کرد خود را کنترل نمايد روي مبل راحتي به خود مي پيچد. وقتي از حال او سوال کردم متوجه شدم که وي که داراي سابقه فشار خون پايين نيز مي باشد. دچار سرگيجه و حالت تهوع بسيار شديدي شده بود و از شدت ضعف و لرزش بدن نمي توانست خود را سر پا نگاه دارد. لذا با پيشنهاد من و موافقت وي به او ريکي دادم از آنجا که محيط ميهماني اجازه دادن ريکي طولاني مدت را به من نمي داد فقط در اطاقي ديگر به مدت 10 دقيقه به او در سه نقطه ( روي چشمان، سر و چاکراي خورشيدي) ريکي دادم نتيجه واقعاً براي من نيز عجيب بود چون پس از همان 10 دقيقه رنگ صورت او طبيعي شد و آنقدر سرحال آمد که بلافاصله از روي تخت برخاسته و تا ساعاتي پس از آن نيز در سر حال در ميهماني به گپ و گفتگو با اطرافيان پرداخت و فقط مي گفت اين 10 دقيقه براي او مانند معجزه بوده و هنوز نيز باور نمي کند که چگونه در عرض مدتي کوتاه تمامي سرگيجه و حالت تهوع وي برطرف گرديده است. البته اين معجزه چيزي جز همان رحمت و لطف الهی نیست.

نگين احدبيك

تسكين درد
در منزل يکی از دوستانم مهمان بودم. بعد از ظهر دختر او " ليلا" که حدود 5سال دارد با گر يه وارد منزل شد و از شدت گوش درد به خود می پيچيد. درد آنقدر شديد بود که نمی توانست چند دقيقه بنشيند تا مادرش برای بردن او نزد پزشک آماده شود. من بلا فاصله بچه را در آغوش گرفته و دو دستم را روی گوشهای او گذاشتم و در حين دادن ريکی، دلداريش مي دادم . سه يا چهار مرتبه دستانم را به مدت 5 دقيقه روی گوشهايش گذاشتم و دفعه آخر گريه او کمتر شد. زماني که سوار ماشين شديم تا به درمانگاه برويم درد گوش ليلا خيلی آرام شده بود و حداقل تا این زمان تجویز دارو کمک موثری در تسکین درد بود.

نگين احدبيك

رفع عوارض جانبي شيمي درماني
بيمار ديگري داشتيم كه خانم ميانسالي بودند كه دچار سرطان سينه شده و تحت شيمي درماني قرار داشتند و به علت شيمي درماني، خونشان غليظ و لخته شده بود كه اين خود، كم خوني و حالت تهوع شديدي را براي ايشان ايجاد كرده بود. حالت تهوع ايشان بقدري بود كه زمانيكه به ما مراجعه كردند حدود هفده روز مي شد كه نتوانسته بودند غذای درستی بخورند كه همين نيز باعث ضعف شديد و بدتر شدن حالشان شده بود. ما به مدت چهار ماه مداوم روي ايشان كار كرديم و در خلال اين مدت و از زمان شروع ريكي، ايشان متوجه بهبودي در وضع جسماني خود شده و حالت تهوعشان نيز بسيار كم شد بطوريكه توانستند مجدداً غذا بخورند و در حال حاضر حالشان خيلي بهتر شده است و قرص كمي مصرف مي كنند و بنا به اظهارات خود ايشان زمانيكه ما به وي ريكي مي داديم كاملاً يك قسمت از بدنشان گرم مي شد و شبها نيز با آرامش مي خوابيدند.

مريم محمدي و دوستان از راه دور

توجه

ریکی تکنیکی برای کاهش فشار روانی و بدست آوردن آرامش است. ابزار های گوناگونی برای شفا و خود دگرگونی ارائه می کند، اما هدف از آن ارائه هیچ توصیه یا تجویزی برای درمان هیچ بیماری خاصی نیست. پیشنهاد می شود پیش از هرگونه درمان، با پزشک خود مشورت کنید.

توجه                                                    « با ذکر منبع هنگام استفاده از مطالب سایت برای خود کارمای نیک بسازید. »
 
ریکی تکنیکی برای کاهش فشار روانی و بدست آوردن آرامش است. ابزار های گوناگونی برای شفا و خود دگرگونی ارائه می کند، اما هدف از آن ارائه هیچ توصیه یا تجویزی برای درمان هیچ بیماری خاصی نیست.
پیشنهاد می شود برای درمان هرگونه بیماری، نخست با پزشک خود مشورت کنید.